با هم ایران تشویق تصویر هوادار تیم ملی والیبال

با هم: ایران تشویق تصویر هوادار تیم ملی والیبال ملی پوشان والیبال اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی این افراد بار احمدی‌نژاد شدند نه یار احمدی‌نژاد / امیررضا واعظ آشتیانی

«متأسفانه فکر می‌کنم آقای احمدی‌نژاد افراد اثرگذاری در کنارش وجود ندارند. آقای احمدی‌نژاد باید از افراد فکور در کنار خودش داشته باشد که به او کمک کنند. الان این

این افراد بار احمدی‌نژاد شدند نه یار احمدی‌نژاد / امیررضا واعظ آشتیانی

امیررضا واعظ آشتیانی: این افراد بار احمدی نژاد شدند نه یار احمدی نژاد

عبارات مهم : سیاسی

«متأسفانه فکر می کنم آقای احمدی نژاد افراد اثرگذاری در کنارش وجود ندارند. آقای احمدی نژاد باید از افراد فکور در کنار خودش داشته باشد که به او کمک کنند. الان این افراد بار آقای احمدی نژاد شدند نه یار آقای احمدی نژاد. آقای احمدی نژاد یک پتانسیل و یک ظرفیت جهت کشور است ولی افرادی که در کنار او هستند یار او نیستند بلکه زیاد بار او هستند.»

به گزارش ایسنا، هفته نامه مثلث نوشت: «امیررضا واعظ آشتیانی اعتقاد است: «احمدی نژاد دنبال یار می گردد، چون یارش محدود به بقایی، مشایی و جوانفکر است به همین ها قناعت می کند ولی اینها بار او هستند نه یار او.»

این افراد بار احمدی‌نژاد شدند نه یار احمدی‌نژاد / امیررضا واعظ آشتیانی

این فعال سیاسی اصولگرا می گوید: «احمدی نژاد در یک سری مباحث متوهّم است و می خواهد فراموش نشود ولی او باید قدر خود را بداند، قانونمدار باشد والا اگر بخواهد آرامش جامعه را به هم بریزد، مُر قانون باید اجرا شود. این که یک نفر زمانی مدیر جمهور، معاون مدیر جمهور، وزیر و وکیل بود، اینها همه به کنار است و عنوانی بیش نیست چون همه در برابر قانون یکسان هستند.»

متن این گفت وگو را با هم می خوانیم:

«متأسفانه فکر می‌کنم آقای احمدی‌نژاد افراد اثرگذاری در کنارش وجود ندارند. آقای احمدی‌نژاد باید از افراد فکور در کنار خودش داشته باشد که به او کمک کنند. الان این

به نظر شما احمدی نژاد سال ۸۱ با احمدی نژاد ۹۶ تفاوت کرده است؟

حدود ۱۵ سال از سال ۸۱ می گذرد. قطعا عوض کردن و تحولاتی ایجاد شده است است.

آیا تعریف امروز آقای احمدی نژاد از عدالت طلبی همان تعریفی است که در سال ۸۱ داشت؟

در ۱۰ اسفند سال ۸۱ انتخابات دومین دوره شوراهای شهر و دِه برگزار شد و ما پیروز انتخابات شدیم. ۱۹ اسفند خدمت رهبر انقلاب رفتیم و در ۹ اردیبهشت سال ۸۲ نیز شورای شهر دوم شروع به کار کرد. مقام معظم رهبری در آن نشست توصیه ای به اعضای شورای شهر دوره دوم داشت که کاش مسئولان به آن توصیه توجه و از سیاسی کاری و سیاسی بازی دوری می کردند. اتفاقا آقای احمدی نژاد نیز همراه منتخبان شورای شهر دوم پایتخت کشور عزیزمان ایران در آن جلسه حضور داشت، البته شهردار نشده بود ولی به عنوان لیدر انتخابات دومین دوره شورای شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران آمد.

این افراد بار احمدی‌نژاد شدند نه یار احمدی‌نژاد / امیررضا واعظ آشتیانی

حضرت آقا فرمودند: «به گذشته نگاه نکنید، چه اتفاقی افتاده هست. از امروز به بعد را ببینید که چه کار می خواهید جهت مردم شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران انجام دهید.» تلاش آقای احمدی نژاد و اعضای شورای شهر آن موقع جهت برقراری عدالت بین شمال و جنوب شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران و اعتمادسازی بین مردم بود. حالا اگر قرار باشد کسی سردمدار و لیدر سلامت اقتصادی و مبارزه با مفاسد باشد قطعا باید هزینه هایی را تحمل کند. این هزینه ها می تواند سیاسی باشد. نمی خواهم بگویم آقای احمدی نژاد دارد هزینه عدالت محوری را پرداخت می کند. قطعا او در تصمیماتی که می گرفت یا کارهایی که انجام داد، سختى ها و آسانى ها هایی را تجربه کرد ولی واقعیت امر این است اگر بنا باشد، با مفاسد و یک سری پلشتی ها برخورد کنیم باید هزینه داد و ادبیات متفاوت داشت.

یعنی ادبیاتی متفاوت با آنچه اخیرا آقای احمدی نژاد داشت؟

من از خرداد ۸۹ از سیستم تشکیلاتی آقای احمدی نژاد جدا شدم و تا امروز مواضع خاص خود را دارم یعنی دفاعی از دولت آقای احمدی نژاد ندارم چه بسا که رسانه ها گواه قضایا هستند، من در پرسشها سیاسی، اقتصادی و گاهی زمینه های ورزشی انتقادهای صریح به دولت آقای احمدی نژاد داشتم ولی اگر این توصیه ها را می گویم جهت آن است که تلاش کنیم انصاف را رعایت کنیم. اگر از شخصی خوش مان نمی آید، فقط این مساله را ملاک قرار ندهیم.

«متأسفانه فکر می‌کنم آقای احمدی‌نژاد افراد اثرگذاری در کنارش وجود ندارند. آقای احمدی‌نژاد باید از افراد فکور در کنار خودش داشته باشد که به او کمک کنند. الان این

آقای احمدی نژاد با این رفتاری که در قبال بست نشینی مردها بقایی، جوانفکر و حبیب خراسانی پیشه کرد، اقدام درستی انجام داد؟

خیر، اصلا کار خوبی نبود. در این شرایط من واکنش‌ها منطقی و یک واکنش‌ها منطقی که بتواند اثرگذاری داشته باشد، اصلا از آنها ندیدم. چیزی که دیدم این بود که بخواهند هوچی گری کنند تا تحریکی جهت طرفداران باشد. این نوع رفتارها، رفتارهای پسندیده در عالم سیاسی و حتی مناسب جهت فضای امروز کشور نیست. ما هر چه تلاش کنیم فضای کشور را آرام کنیم، یک هنر بزرگ انجام دادیم. یعنی همه باید با عمل و با کلام ارزش کمک کنند که مملکت در یک فضای آرامش باشد.

این افراد بار احمدی‌نژاد شدند نه یار احمدی‌نژاد / امیررضا واعظ آشتیانی

در فضای آرامش است که می توانیم با مخالفان و دشمن های خود برخورد مناسب و منطقی داشته باشیم ولی اگر بنا باشد ما در درون کشور رفتارهای غیر متعارف سیاسی از خود نشان دهیم، دشمن به مقصودش می رسد چون او هم همین را می خواهد. دشمن جهت مبارزه با ما انرژی می گذارد، هنگامی که این اوضاع را می بیند می گوید: «اینها خودشان با خودشان درگیر هستند، کفایت می کند و فقط کافی است دنبال بهره برداری برویم.»

آقایان بعد از یکی، دو روز بست نشینی را جمع کردند. الان جواب دهند به چه چیزی رسیدند؟ چه اتفاقی افتاد؟ واقعیت آن است که هیچ اتفاقی نیفتاد. آیا آنها با بست نشینی می درخواست کردند بگویند قوه قضائیه برخورد خوب نمی کند؟ خوب کسی منکر این نیست که در قوه قضائیه یا شرکت های دیگر کشور نقص وجود دارد. همه ارگان ها و شرکت ها و تشکیلات کشور نقایصی دارند ولی این که ما همه چیز را سیاه یا همه چیز را سفید ببینیم منصفانه نیست.

من نه از قوه قضائیه می خواهم دفاع بکنم و نه از شرکت و تشکیلات دیگر. ولی این که بست نشینی کنند و بگویند: «برای ما پرونده درست کردند و از قبل هم مشخص است چه حکمی می خواهد صادر شود.» این صحبت ها خیلی جای تردید دارد. این همانی است که دشمن و شرکت های بین المللی در عرصه های متفاوت می خواهند و دنبالش هستند یعنی دنیا روی کشور ما راجع به مباحث متفاوت متمرکز هست. ما خودمان ابزار و وسیله نشویم که گراهایی را به دشمن های نظام بدهیم.

من هر لحظه می گویم ما از دشمن های یک توصیه ای را یاد بگیریم و آن این که آنها روی اصولی متفق هستند و ایستادند جهت این که در جغرافیای سیاسی جهان، کشوری به نام جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران نباشد. آنها روی این اصول هستند. ما باید روی اصولی که حفظ و ارزش های نظام هست، بایستیم و حالا روی فرعیات با هم بحث کنیم ولی ما بعضی مواقع از اصول هم عبور می کنیم، این نشان می دهد که متأسفانه بعضی افراد آن بصیرت مورد نیاز را ندارند که بدانند در این مقطع که کشور در شرایط حساسی واقع شده است است و اتفاقات رنگارنگ در اطراف کشور می افتد، ما چگونه باید با هم صحبت کنیم و نسبت به هم موضع گیری داشته باشیم که دشمن مأیوس شود. آقایانی که بست نشستند، بحث عدالت می کنند ولی بحث ارزش شباهتی به عدالت ندارد. هنگامی که بحث آزادی یا بحث قانون هست، باید بدانند قانون زمانی حاکم می شود که همه به آن احترام بگذارند. این طور نمی شود که هر جا قانون به نفع ما بود محترم باشد و هر جا به نفع ما نبود ضد آزادی توصیف شود.

بنابراین نه بست نشینی را من تایید می کنم نه اینکه تصور شود در شرکت های متفاوت نقصی وجود ندارد. نقص وجود دارد. بارها و بارها شنیدیم که مدیر قوه قضائیه خودشان در صحبت های متفاوت گفتند نواقص، پرسشها و مسائلی در قوه است که داریم برطرف می کنیم. کجا و کدام شرکت در کارش نقص و مسئله ندارد؟ همه جا وجود دارد. منتها با یک تدبیر این پرسشها برطرف می شود. واقعا مردها آیا بست نشینی را شروع کردند که بعد خودشان جمع ارزش کنند؟ چه اتفاقی افتاد؟ چه نصیب ارزش شد؟ به نظرم جز آن که خوراک تبلیغاتی به بیگانه دادند و ذهن و فکر یک عده مردم را مشوش کردند، اتفاق دیگری نیفتاد.

شما با آقای احمدی نژاد مدتی از نزدیک کار کردید، بنابراین شخصیت او را می شناسید. او الان دارد خودش را فدای چند نفر مثل آقا بقایی، مشایی، جوانفکر می کند چون حرف های او در حرم حضرت عبدالعظیم به نفع عدالت خواهی و عدالت طلبی نبود بلکه جهت توجیه کارهای چند نفر چنین داد سخن داد یعنی عموم جامعه مصداق صحبتش نبودند. آیا این حرکات آقای احمدی نژاد پایگاه اجتماعی اش را تقویت یا تضعیف می کند؟

راجع به افرادی که نام آنها برده شد چند توصیه بگویم. آنها حرف هایی می زنند که از نظر قانون خلاف هست. در دنیا آزادی هم تعریف دارد. آزادی به این صورت نیست که هر کسی بدون مستند هر حرفی بزند بلکه در دنیا رسانه ها هنگامی که یک دفعه افشاگری می کنند، سند ارائه می دهند. یعنی به محاکم قضایی راجع به آن فردی که راجع به او افشاگری شده است مدرک می فرستند.

این که آقای بقایی به زندان رفت و هنگامی که بیرون آمد، علیه سخنگوی قوه قضائیه صحبت کرد یا مسائلی را از داخل زندان نقل قول کرد، مصداق افشاگری نمی شود. این حرف ها باید ثابت شود، هنگامی که نمی توانند ثابت کنند دیگر کجای آن با عدالت می تواند همخوانی داشته باشد یا فلان نفری که در کنار آقای احمدی نژاد هست، می آید حرف هایی می زند که حرف هایش با قانون منافات دارد؛ آخر قانونمداری هم چیز خوبی هست. آیا ما نسبت به قانون بی تفاوت هستیم؟ آیا فکر می کنند باید هر چه تراوشات مغزی ارزش است بیرون بریزند و ادعا کنند و بگویند این حرف هایی که ما می زنیم، درست است؟ این نظر خودش دیکتاتوری هست. حالا می خواهد از طرف هر کسی بیان شده است باشد چه آقای احمدی نژاد یا مدیر قوه مجریه کشور یا هر فرد دیگری.

هر کس بگوید هر چه من می گویم درست هست، باید بداند دوره من بودن تمام شد. متأسفانه فکر می کنم آقای احمدی نژاد افراد اثرگذاری در کنارش وجود ندارند. آقای احمدی نژاد باید از افراد فکور در کنار خودش داشته باشد که به او کمک کنند. الان این افراد بار آقای احمدی نژاد شدند نه یار آقای احمدی نژاد. آقای احمدی نژاد یک پتانسیل و یک ظرفیت جهت کشور است ولی افرادی که در کنار او هستند یار او نیستند بلکه زیاد بار او هستند.

برخی می گویند مردها بقایی و مشایی و جوانفکر، آقای احمدی نژاد را راهبری می کنند، شما هم این اعتقاد را دارید؟

من فکر می کنم راهبری متقابل هست. یعنی یک جایی آقای احمدی نژاد دنبال یار می گردد چون یارش محدود به این افراد است به همین ها قناعت می کند ولی آنها یار آقای احمدی نژاد نیستند بلکه بار هستند. تاکید می کنم شخص آقای احمدی نژاد ظرفیت جهت کشور می تواند باشد، نگاهش هر چه است حتی اگر رویایی باشد، هم می تواند محترم باشد چون باید نگاه افراد را محترم بشماریم البته تا جایی که منجر به تنش های سیاسی و اجتماعی نشود.

آقای احمدی نژاد به نظر شما متوجه شد که واقعا این بست نشینی اطرافیانش هیچ دستاوردی نداشت؟

او باید به خلوت خودش مراجعه و بررسی کند ببیند این اتفاقی که افتاد، چه حاصلی داشت. اعتقاد دارم آن اتاق فکری که این طراحی را انجام داد و افرادی بر اساس همین طراحی به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی رفتند و تحصن کردند، باید تحلیل می کرد اگر آنها بروند این کار را بکنند چه خروجی نصیب ارزش می شود؟ آیا دنبال این بودند به مردم بگویند این افراد مظلومند و قوه قضائیه دارد به اینها ظلم می کند؟ اگر فرض را بر این بگیریم که نشانه این بود چه اتفاقی افتاد؟ چه دستگیرشان شد؟ جز این بود که تمامی فعالین سیاسی این عنوان را تقبیح کردند و گفتند کار خوبی نبود.

اگر بناست اعتراضی صورت گیرد، اعتراض باید یک مبنایی داشته باشد یک پایه ای داشته باشد، این که جلو جلو قضاوت شود اقدام درستی نبود. من تصور و برداشتم از تحصن این است که می درخواست کردند تصمیم گیری قوه قضائیه در ارتباط با مردها را تعدیل کنند تا اگر حکمی می خواهد صادر شود این حکم تعدیل شده است باشد. ولی قطعا قوه قضائیه تا آنجا که نشان داده شده است مسیر خودش را می رود. قوه قضائیه مُر قانون را می خواهد اجرا کند، اگر بنا باشد قوه قضائیه مُر قانون را اجرا نکند و تحت تاثیر فضاسازی قرار بگیرد، از فردا هر متهمی در این مملکت فضاسازی می کند تا بتواند بر تصمیم قوه قضائیه تاثیرگذار باشد. در آن وقت دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود.

به نظر شما تاکتیک آقای احمدی نژاد در زدن خانواده لاریجانی چه بود؟

معتقدم آن حرفی که آقای احمدی نژاد راجع به خانواده لاریجانی زد باید از چند منظر نگاه کرد. یک زمانی یک فرد عامی این حرف را در کوچه یا خیابان می زند و می گوید من این خانواده را قبول ندارم آن بحثش جداست ولی یک شخصی که سابقه اجرایی در مملکت داشته و هنگامی که به عنوان مدیر جمهور سابق این حرف را می زند، این حرف به نظر من مخالفت با نظر مقام معظم رهبری است چون آیت الله آملی منصوب حضرت آقاست. هنگامی که آقای احمدی نژاد می گوید «ما خانواده لاریجانی ها را قبول نداریم.» یعنی با نظر مقام معظم رهبری که آیت الله آملی را به ریاست قوه قضائیه منصوب کرده مخالفت می کند.

به عبارت دیگر جهت رهبر معظم انقلاب تعیین وظیفه می کند که از خانواده لاریجانی، آیا آیت الله آملی مدیر قوه قضائیه شد و معنی حرف آقای احمدی نژاد این هست. توصیه دیگر راجع به آقای علی لاریجانی هست. مردم او را جهت نمایندگی مجلس گزینش کردند، اگر آقای احمدی نژاد دم از مردم می زند، همین مردم نمایندگان را گزینش کردند و نمایندگان نیز جهت ریاست مجلس به آقای لاریجانی رای دادند. بعد کدام مردم خطاب آقای احمدی نژاد است؟ فقط کسانی که آقای احمدی نژاد را قبول دارند مردم هستند و بقیه مردم نیستند؟ این نگاه خوبی نیست.

بعضی از آنها هنگامی که بحث ها و تحرکات اخیر احمدی نژاد را می بینند، شک دارند که آقای احمدی نژاد خودش این حرکات را دنبال کند، نظر شما چیست؟

من شخصا آقای احمدی نژاد را یک اپسیلون حساب نمی کنم که از خارج خط بگیرد، اینها انگ زدن به آقای احمدی نژاد هست. انصافا آقای احمدی نژاد این نیست که می گویند که از خارج خط می گیرد. من برداشتم این است که آقای احمدی نژاد در یک سری مباحث متوهّم است.

البته او را آدم باهوشی می بینم ولی چند واکنش‌ها از خودش نشان داد که این رفتارها را واقعا نتوانستم تحلیل کنم. نمونه اش حمایت از بقایی جهت انتخابات ریاست جمهوری بود. اصلا من هیچ گاه تصور نمی کردم احمدی نژاد جهت انتخابات ریاست جمهوری پشت بقایی بیاید یا این که احیانا خودش بخواهد کاندیدا شود. یعنی اصلا در مخیله هیچکس نمی آمد. هنگامی که صفحات رسانه ها را در قبل انتخابات ورق بزنیم هیچ کس این تصور را نداشت که احمدی نژاد بیاید پشت بقایی بایستد و بقایی را حمایت کند. من تصور می کردم احمدی نژاد آن قدر باهوش است که در وقت های مناسب از ابزارهای مناسب استفاده می کند.

یعنی احمدی نژاد الان دارد هوشش را از دست می دهد تا فقط مطرح شود؟

من تصور می کنم آقای احمدی نژاد می خواهد فراموش نشود. ضمن آن که باز هم تاکید می کنم آقای احمدی نژاد یک ظرفیت هست. با تمام این اتفاقاتی که افتاد باز می تواند یک ظرفیت در کشور باشد ولی او باید قدر خود را در کشور بداند.

اصلاح طلبان از این رفتارهای احمدی نژاد سوءاستفاده می کنند و می گویند اگر ما این کارها را کرده بودیم، این قدر تحمل نمی شدیم. پاسخ شما به اینها چیست؟

می خواهم بدانم که اصلاح طلبان چه کار نکردند. اصلاح طلبان هر آن چه ازشان برآمد انجام دادند. بخشی از این داستان ها بازی سیاسی است چون این که یک دفعه یک مملکتی را به هم بریزند فقط اصلاح طلبان این کار را بلد هستند. اصلاح طلبان چه کار در این مملکت نکردند، آنها حتی سابقه جاسوسی داشتند. کل اردوگاه اصولگرایی را بگردند نه جاسوس پیدا می کنند و نه مملکت آتش بزن ولی اصلاح طلبان یدطولایی در این کارها دارند.

آقای احمدی نژاد هم در به هم ریختن کشور کم تجربه نداشته هست. یازده روز منزل نشینی یکی از مصادیق آن است؟

خانه نشینی و داستان های دیگر از بحث های گذشته و قدیمی است.

شما خودتان هم اشاره کردید اوضاع حساسی در کشور وجود دارد و امروز آرامش نیاز مهم جامعه است ولی احمدی نژاد دارد به سمتی می رود که همه موازین قانونی و هنجارهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور را زیر پا می گذارد و بر هم می زند، فکر می کنید چه اتفاقی بیفتد و چقدر از سوی نظام تحمل خواهد شد؟

قانون باید اجرا شود. ما قانون را باید اعمال کنیم. این که او و چه کسی هست، عناوین قراردادی و اجتماعی افراد هست. این که یک نفر زمانی مدیر جمهور، معاون مدیر جمهور، وزیر و وکیل بود اینها همه به کنار هست. توصیه مهم اجرای قانون است که در این مساله نباید با کسی تعارف داشت. مُر قانون باید اجرا شود چون در این صورت اعتماد مردم زیاد کردن پیدا می کند. مردم متوجه می شوند که در برابر قانون فرقی بین غنی و ضعیف نیست. فرقی بین مدیر جمهور سابق و رفتگر زحمت کش نیست. قانون که فقط جهت ضعفا نیست جهت همه هست، بعد اگر قانون به درستی اجرا شود مردم اعتماد می کنند اعتمادسازی با اجرای قانون ممکن هست. مجری قانون هم عدالت را اجرا می کند. این سرمایه اجتماعی نظام را اوج می برد.

واژه های کلیدی: سیاسی | قانون | قانونی | احمدی نژاد | قوه قضائیه | احمدی نژاد | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs