با هم ایران تشویق تصویر هوادار تیم ملی والیبال

با هم: ایران تشویق تصویر هوادار تیم ملی والیبال ملی پوشان والیبال اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری آزرده‌ام ولی نه از مردم / کیهان کلهر

کیهان کلهر در گفت‌وگو با روزنامه شرق راجع به مباحث بسیاری از کم مصاحبه کردن تا آزردگی از فرهیختگان سخن گفته است.

آزرده‌ام ولی نه از مردم / کیهان کلهر

کیهان کلهر: آزرده ام ولی نه از مردم

عبارات مهم : ایران

کیهان کلهر در گفت وگو با روزنامه شرق راجع به مباحث بسیاری از کم مصاحبه کردن تا آزردگی از فرهیختگان سخن گفته است.

کیهان کلهر در شروع این گفت وگوی بلند راجع به کم مصاحبه کردن صحبت کرده است.

آزرده‌ام ولی نه از مردم / کیهان کلهر

در این سال ها گفت وگو های کمی از شما انتشار یافته و حالا که ما روبه روی هم نشسته ایم، بیش از چهار، پنج سال است که به هیچ گفت وگویی تن نداده اید. آیا زیاد اهل مصاحبه نیستید؟

به علت اینکه صحبت کردن و مصاحبه قشنگ انجام دادن راحت است و عمل کردن به مسائلی که – در مصاحبه ها – عنوان می شود دشوار. تلاش می کنم زیاد کار کنم، ولی از کارم صحبت نکنم. درواقع پرونده کاری یک نفر را با کارهای انجام شده است اش می سنجند – یا حداقل باید بسنجند- نه با تعداد مصاحبه ها یا حرف های شیرینش یا با بیان آرزوها و امیالی که یا به آنها رسیده یا در آرزوی رسیدن به آنهاست. دیگر اینکه به نظر می رسد مصاحبه کنندگان یا حتی منتقدان بنده در کشور عزیزمان ایران در حیطه دهه اول فعالیت های من مانده و با من حرکت نکرده اند و سؤالاتشان هر لحظه از یک نوع سؤالات خاص فراتر نمی رود و این جهت من خسته کننده است که با هرکسی که صحبت می کنم مجبور باشم همان حرف هایی را که به خبرنگار قبلی گفته ام برایش تکرار کنم. از ناآگاهی این عزیزان نسبت به خودم، اهدافم و کارهایم زیاد متعجب می شوم یا حتی دچار افسردگی مقطعی که مشخصا سازنده نیست. کلا در اجتماع امروز ایران، مصاحبه ها به هر دلیلی فرم یکدستی پیدا کرده اند که حتی خواندنشان هم برایم سخت و خسته کننده هست، چه رسد به اینکه مصاحبه شونده خودم باشم و مجبور شوم به همان سؤال های ابتدایی و تکراری جواب دهم. سؤال، شعار، تمجید، شعار، … همین چیز ها. نمی خواهم در این تناوب قرار بگیرم. اصطلاحی در زبان فارسی داریم به عنوان «حرف مفت». می دانید این اصطلاح چه معنی ای می دهد یا ریشه اش کجاست؟

نه.

کیهان کلهر در گفت‌وگو با روزنامه شرق راجع به مباحث بسیاری از کم مصاحبه کردن تا آزردگی از فرهیختگان سخن گفته است.

یعنی حرف زدن مجانی و مفت هست، خرجی ندارد، ولی طبیعتا عمل کردن سخت هست. اجتماع هنری و به خاص موسیقی ما مدت مدیدی است که بدجوری درگیر حرف و شعار شده است و نتیجتا اگر هم عملی باشد به چشم نمی آید، چون فاصله حرف های ایده آلیستی و نگرش به خود از بام دنیا، با اعمال و کارهای انجام شده است نمی خوانند و فقط توقع مخاطب را نسبت به هنرمندی خاص بی جهت اوج می برد. بنابراین نوعی شارلاتانیسم و لمپنیسم در موسیقی ما اتفاق افتاده که خیلی مخرب است و متأسفانه بازیگران و صورت های معروف تحت تأثیر یا در جو آن قرار گرفته اند. گفتن و نوشتن و انتقادکردن از کار کسی، مخصوصا در مملکت ما نه سواد خاصی می خواهد و نه احساس مسئولیت بسیار زیادی را طلب می کند. امروزه هنرجو و خبرنگار و «منتقد» کافی است که مدت سه ماه به کلاس موسیقی دان خاصی بروند تا بقیه دنیا و هنر کل دنیا را که هیچ، بلکه پرسشها سیاسی روز را از منظر دید معلمشان ببینند که البته می بینند، مگر آنکه سواد تحقیقی عمیقی نسبت به پرسشها هنری یا اجتماعی داشته باشند که البته مستلزم صرف وقت و مطالعه بسیار است که در بین جامعه تازه موسیقی، منتقدان آن و خبرنگارانش (اگر خوش بینانه به آن بنگریم) کمتر دیده می شود. مخاطب و قاضی من مردم هستند، نه کسانی که امروزه به خودشان منتقد می گویند که احتمالا، ٢٠، ٣٠ سال ساز زده و متأسفانه پیشرفت خاصی نداشته اند و فکر می کنند کلهر یا دیگری جای آنها یا استاد فرزانه ارزش را در موسیقی تنگ کرده و باید با او تسویه حساب کرد. در نتیجه صحبتی باقی نمی ماند و فقط باید کار کرد. از اینکه در موردم صحبت شود یا کارهایم از سوی چنین افرادی بررسی شوند یا در طبقه بندی خاصی قرار بگیرم هر لحظه بیزار بوده ام. بنابراین نمی خواهم مورد بحث این افراد باشم و فقط تلاش می کنم با مردم از طریق کارم صحبت کنم و با سازم.

در بخش دیگری از این گفت وگو راجع به حس و حال کیهان کلهر هنگام ساز زدن و کنسرت او با گروه «رامبرانت تریو» می خوانیم:

شما از معدود هنرمندانی هستید که روی صحنه حس وحال خاص خودتان را دارید. گاهی مخاطب احساس می کند واقعا شما وقت ساز زدن، روی زمین نیستید. حس وحالتان را هنگام اجرا چگونه می توانید توضیح دهید؟

نمی توانم و علاقه ای ندارم که توضیح دهم. یعنی لزومی جهت به اشتراک گذاشتن آن با دیگری نمی بینم. آن لحظات متعلق به خودم هستند و جهت من و بسیار شخصی. البته و مطمئنا حاصلش هم به خودم می رسد هم به شنونده یا بیننده در آن لحظه ولی نه برایم قابل توضیح دادن است و نه دوست دارم ذهنیتی را به وجود بیاورم که قاب و چارچوبی جهت شنونده ام بتراشم. هرچه است همان است که می بینند و می شنوند.

آزرده‌ام ولی نه از مردم / کیهان کلهر

دوست دارم در اینجا راجع به کنسرت روزهای آینده تان در پایتخت کشور عزیزمان ایران به همراه رامبرات تریو صحبت کنیم. شما بارها راجع به تفاوت فضای موسیقی در کشور عزیزمان ایران جهت کنسرت با اروپا صحبت کرده اید، منظورتان چیست؟

منظور من حسی است که از مردم به هنرمند انتقال یافته می شود و علاقه ای که مردم نسبت به شنیدن این نوع موسیقی دارند. حسی که مردم به من و نوازنده ها می دهند، تفاوت مهم این فضاست. طبیعتا در ایران، کاری که من می کنم زیاد از دیگر کشورها فهمیده می شود.

کیهان کلهر در گفت‌وگو با روزنامه شرق راجع به مباحث بسیاری از کم مصاحبه کردن تا آزردگی از فرهیختگان سخن گفته است.

او راجع به کنسرت «پردگیان باغ سکوت» و ارتباط با مردم هم صحبت کرده هست.

شما از ابتدای سال ٩٦ که «پردگیان باغ سکوت» را شروع کردید بعد از مدت ها با مردم آشتی کردید. در گفت وگوهایی گفته بودید بنایم بر این است که با مردم زیاد آشتی کنم.

عرض کردم بنایم بر این است که با مردم زیاد وقت بگذرانم. هر لحظه با مردم در آشتی بوده ام ولی در مرحله خاصی در چندین سال قبل از رفتارهای اجتماعی و از بی توجهی اي که در کشور عزیزمان ایران به فرهنگ می شود، خیلی آزرده شده است بودم. من به عنوان کسی که در زمینه موسیقی تجربه دارد و همه بچگی و جوانی اش را روی آن گذاشته توقعاتی نه از مسئولان و دولت، بلکه از اجتماع دارم. هیچ وقت چیزی از هیچ کس نخواسته ام ولی ارتباطم با جامعه ام کم شده است بود و از کل آن آزردگی داشتم. آزردگی هایم کماکان سر جایش است ولی فکر کردم حضورم زیاد از نبودم می تواند کمک کند. در کنسرت «پردگیان باغ سکوت» هم این مسئله را دیدیم. بین مردم بودن، نفس کشیدن، برایشان ساززدن، در آغوش کشیدنشان و با هم تصویر گرفتن، به قدری به من احساس رضایت می داد که از تصمیمم خوشحال شدم. درواقع آزردگی من در آن وقت از فرهیختگان بود نه مردم و مخاطبان عادی موسیقی. به هرحال در درازمدت به این نتیجه رسیدم که بودنم در مقایسه با نبودم به اجتماع زیاد کمک خواهد کرد.

آزرده‌ام ولی نه از مردم / کیهان کلهر

بعد از اجرای «پردگیان باغ سکوت» احساس می کنید مردم به فهمی که توقع داشتید از موسیقی تان که صرفا سازی هست، رسیده اند و موسیقی خوب و موسیقی بد را تشخیص می دهند؟

این وظیفه من نیست که این قضاوت را داشته باشم. مردم قاضی هستند ولی هنگامی که چنین استقبالی از یک کنسرت سازی می شود نشان از اشتیاق مردم دارد. یک عده از مجریان می گویند مردم دیگر ساز و آواز تنها یا موسیقی سازی دوست ندارند. اینها نظر خودشان را در نوع مواجهه با مردم می گویند. مردم ممکن است ساز آنها را دوست نداشته باشند ولی دوست دارند کسی را که در این رشته زحمت کشیده ببینند و به سازش گوش دهند، در نتیجه این نوع موسیقی را دوست دارند. اشکال مجری است نه موسیقی. معمولا عادت کرده ایم اگر به عنوان نمونه ساز جدیدی را می سازیم، ساز قدیمی را خراب کنیم، فکر می کنیم ایراد از ساز قدیمی هست. یا به بهانه اجرای نوع سطحی تری از موسیقی، موسیقی قدیم را به آن متهم می کنیم که مردم دیگر آن را دوست ندارند و به آن گوش نمی دهند. اگر مجری به هر دلیلی نمی تواند آن نوع موسیقی را به درستی اجرا کند، مسئله مخاطب نیست و مسلما چاره در عوض کردن نوع موسیقی نیست. به عنوان نمونه اگر الان یکی از استادان آشنا شده است قدیمی که در قید حیات نیستند، یا کسی در آن سطح که تا این حد مورد احترام جامعه موسیقی باشد، کنسرت داشته باشد، بیشترین مخاطب را در بین کنسرت ها خواهند داشت و من و امثال بنده حاضریم شب جلوی در سالن بخوابیم که بلیت آن کنسرت را بگیریم. نتیجتا هنگامی که کسی در رشته ای زحمت کشیده مخاطب هم قدردانی خواهد کرد و احترام می گذارد.

روزنامه شرق

واژه های کلیدی: ایران | مخاطب | کنسرت | موسیقی | کیهان کلهر | از اینکه در | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs